<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اورنج شلاله سی</title>
<link>https://oranj.blogfa.com</link>
<description>درمورد مسایل ادبی و شعرهای فارسی و آذری</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 21 Mar 2017 07:03:34 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>تبریک سال نو</title>
<link>https://oranj.blogfa.com/post/106</link>
<description>بهار و نوروز: فراز و فروز نوروز، جان‌افروز و دل‌افروز، همانند بخت بلند و پیروز، فراز می‌آید و باری دیگر زمان شکفتگی و شادی و شور باز می‌آید و جهان آشفته‌ی آسیمه به سامان و ساز می‌آید و هر آنچه دلگداز بود، دلنواز می‌آید. نیز بهار، در به‌کامی و دلارامی، در زیبایی و دلارایی، به کردار دیدار یار، دلنشین و جان‌فشان، سَمَن‌فشان و دامن‌کشان، نازنین و نازآگین، از راه می‌رسد و بس خرم و‌خوش‌خرام، نیک بهنگام و به‌گاه می‌رسد و آوای بهین و به‌آیین مرغان، مرغان</description>
<pubDate>Tue, 21 Mar 2017 07:03:34 +0330</pubDate>
<dc:creator>oranj</dc:creator>
<guid>oranj.blogfa.com/post/106</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://oranj.blogfa.com/post/103</link>
<description>گزیده ای از سخنان دکتر علی شریعتی خدا را سپاس که عمر را در خواندن و نوشتن گذراندم که بهترین شغل را در زندگی، مبارزه برای آزادی و نجات ملتم می‌دانستم و اگر این دست نداد، بهترین شغل یک آدم خوب، معلمی و نویسندگی است و من از هجده سالگی کارم این هر دو و حماسه‌ام اینکه، کارم گفتن و نوشتن بود و یک کلمه را در پای خوکان نریختم. یک جمله را برای مصلحتی حرام نکردم و قلمم همیشه در میان من و مردم در کار بود و جز دل‌ام یا دماغ‌ام کسی و چیزی را نمی‌شناخت و فخرم این که در</description>
<pubDate>Mon, 04 Jan 2016 18:00:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>oranj</dc:creator>
<guid>oranj.blogfa.com/post/103</guid>
</item>
<item>
<title>دعوت به همکاری</title>
<link>https://oranj.blogfa.com/post/101</link>
<description>دعوت به همکاری بدین وسیله ضمن عر ض ادب و سلام و تحییات فراوان، مدیریت وبلاگ «اورنج شلاله سی»، از عموم علاقمندان و دوستداران فرهنگ بومی ، محلی و هم چنین طراحی سایت جامع روستای اورنج ، دعوت به همکاری می نمایند. علاقمندان می توانند. نظرات و کمک های خود را به ایمیل gooshgonmaz@ yahoo.com و یا bozdar@gmail.com ارسال فرمایند.</description>
<pubDate>Fri, 18 Dec 2015 12:39:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>oranj</dc:creator>
<guid>oranj.blogfa.com/post/101</guid>
</item>
<item>
<title>حکایت</title>
<link>https://oranj.blogfa.com/post/102</link>
<description>ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮ ﺳﻮﺭﺍﺧﯽ می گذﺍﺷﺖ ﻣﺎﺭﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ آمد ﺷﯿﺮ را ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﻭ سکه ﺍﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ . ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ:ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ . ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﺪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﮑﻪها را برﺩﺍﺭﺩ . ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ را ﮐﺮﺩ . ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺴﺮ را نیش ﺯﺩ ﻭ پسر ﻣﺮﺩ . ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﯽ ﭘﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺳه ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮔﺬﺍﺷﺖ . ﻣﺎﺭ ﺷﯿﺮ را ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺳﮑﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕر ﺑﺮﺍیم ﺷﯿﺮ ﻧﯿﺎور، چون نه ﺗﻮ ﻣﺮﮒ ﭘﺴﺮﺕ را فراموش می کنی ﻭ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻡ</description>
<pubDate>Thu, 17 Dec 2015 12:44:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>oranj</dc:creator>
<guid>oranj.blogfa.com/post/102</guid>
</item>
<item>
<title> وقتی که روباه از خجالت می میرد</title>
<link>https://oranj.blogfa.com/post/100</link>
<description>ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﻧﺎﻟﻬﺎﯼ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ يك ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﺴﺘﻨﺪ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺣﺶ ﺭﻭ ﭘﺨﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩ. نشاﻥ مى داد يك ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺤﻘﻖ يك ﺳﺮﯼ ﻻﺷﻪ ﻣﺮﻍ ﺭﻭ ﺩﺍﺧﻞ يك ﺗﻮﺭﯼ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺑﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﯼ ۱۰-۲۰ ﻣﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺣﻔﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩند. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ يك ﺭﻭﺑﺎﻩ آﻣﺪ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﻮ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ يك ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﻻﺷﻪ ﻯ ﻣﺮغ ها ﺭﻭ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ؛ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﺗﯿﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﻻﻥ مى رود ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﻯ ﮔﻠﻪ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺭﻭ مى آورد؛ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ يك ﺭوﺑﺎﺕ ﺟﺮﺛﻘﯿﻞ ﺗﻮﺭﯼ ﺭﻭ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺍﻭﺭﺩﻥ ﺗﻮ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ ﻭ مخفى اش ﮐﺮﺩند ﻭ ﺑﺎ يك</description>
<pubDate>Wed, 09 Dec 2015 17:54:38 +0330</pubDate>
<dc:creator>oranj</dc:creator>
<guid>oranj.blogfa.com/post/100</guid>
</item>
<item>
<title>داستان جالب استاد دانشگاه پهلوی</title>
<link>https://oranj.blogfa.com/post/99</link>
<description>ریچارد فرای در دهه ۱۹۷۰ در هنگامی که در دانشگاه پهلوی شیراز به تدریس اشتغال داشت، به‌ناگاه تدریس را رها کرد و به شغلی آزاد (مدیریت یک سوپر مارکت) روی آورد و سه سال بعد به اصرار و دعوت دانشگاه هاروارد بار دیگر به تدریس در این دانشگاه پرداخت. از او در مورد علت ترک کردن تدریسش در دانشگاه شیراز سوال شد و او اینگونه پاسخ داد: روزی در یکی از خیابانهای شیراز قدم می‌زدم. به در مغازه گوشت فروشی رسیدم که در کنار آن آرایشگاهی قرار داشت.</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2015 12:15:11 +0330</pubDate>
<dc:creator>oranj</dc:creator>
<guid>oranj.blogfa.com/post/99</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://oranj.blogfa.com/post/98</link>
<description>سخت استــ حرفت را نفهمنـد ، سخــت تر این است که حرفت را اشتبــاهی بفهمنـد ، حالا میفهمــم ؛ * خـــــــــدا * چــه زجـری میــــ کشـد ! وقتـی این همـه آدم را که نفهمیده انـد هیــــچ ...!! اشتباهــی هم فهمیده اند ... !!!!! &quot; دکتر شریعتی &quot;</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2015 12:07:24 +0330</pubDate>
<dc:creator>oranj</dc:creator>
<guid>oranj.blogfa.com/post/98</guid>
</item>
<item>
<title>جملات ارزشمند برای آنکه هرگز فقیر زندگی نکنی</title>
<link>https://oranj.blogfa.com/post/97</link>
<description>جملات ارزشمند برای آنکه هرگز فقیر زندگی نکنی: » برای ناخدایی که به بندر مقصد نمی اندیشد هیچ بادی موافق نیست « » غالباً برد با کسی است که خود را برای باختن مهیا کرده است « » بهتر است بخش کوچکی از یک چیز بزرگ باشی تا بخش بزرگی از یک چیز کوچک « » هیچ وقت نمی توانی با مشت گره کرده دست کسی را به گرمی بفشاری « » همیشه یکی هست که درد دلت را به او بگویی ولی وای از آن روزی که همان شخص درد دلت باشد« » همانگونه که یک تکه گوشت طی زمان زیادی ایجاد می شود ودر چند دقیقه</description>
<pubDate>Wed, 29 Jul 2015 21:00:39 +0330</pubDate>
<dc:creator>oranj</dc:creator>
<guid>oranj.blogfa.com/post/97</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://oranj.blogfa.com/post/96</link>
<description>در زیر به ۸ چیزی اشاره می‌کنیم که به شما در زمان سختی‌ها انگیزه می‌دهد: ۱. درد بخشی از رشد کردن است. گاهی اوقات زندگی به این دلیل درها را به رویتان می‌بندد که وقت جلو رفتن است. و این چیز خوبی است چون معمولاً ما هیچوقت به خودمان تکان نمی‌دهیم مگر اینکه شرایط، ما را به آن مجبور کند. وقتی زندگی سخت می‌شود. به خودتان یادآور شوید که هیچ درد و غمی بی‌دلیل اتفاق نمی‌افتد. از چیزی‌هایی که اذیتتان کرده درس بگیرید ولی هیچوقت این درس‌ها را فراموش نکنید.</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2015 09:18:34 +0330</pubDate>
<dc:creator>oranj</dc:creator>
<guid>oranj.blogfa.com/post/96</guid>
</item>
<item>
<title>قابل توجه پدر و مادرای عزیز</title>
<link>https://oranj.blogfa.com/post/95</link>
<description>قابل توجه پدر و مادرای عزیز : در بازی های دو نفره همیشه این سوال پیش می آید که آیا باید در بازی برنده شویم یا بگذاریم کودک ما را در بازی ببرد؟ در بازی هایی که برد و باخت در آنها معنا دارد، هر بازی را ۳ بار انجام میدهیم بار اول به کودک اجازه دهید که شما را در بازی ببرد. این برد کمک می کند تا اعتماد به نفسش افزایش پیدا کند.بچه ها واقعا باور می کنند شما را در بازی برده اند.همچنین این برد باعث می شود کمی تخلیه هیجانی شوند و اگر از شما خشمی جمع کرده اند،مقداری</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2015 09:00:49 +0330</pubDate>
<dc:creator>oranj</dc:creator>
<guid>oranj.blogfa.com/post/95</guid>
</item>
</channel>
</rss>
