چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 18:55

زنداني بدون ديوار

بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد،یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار می داد. حدود1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود. زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت می شد. از هیچ یک از تکنیک های متداول شکنجه استفاده نمی شد. اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود. زندانیان به مرگ طبیعی می مردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمی کردند. بسیاری از آنها شب می خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی شدند. آن هایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمی کردند‏ و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می ریختند. دلیل این رویداد، سال ها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد: «‏در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده میشد.نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمی شدند. هرروز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند، یا می توانستند خدمتی بکنند و نکرده اند را تعریف کنند. هرکس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمیشد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند». تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است. با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین می رفت. با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند. با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت. واین هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ‌های خاموش کافی بود. این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده میشود.

این روزها همه فقط خبرهای بد می شنوند شما چطور؟

این روزها هیچکس به فکر عزت نفس نیست شما چطور؟

این روزها همه در فکر زیرآب زدن بقیه هستند شما چطور؟

پس بیایید از شکنجه خاموش رها شویم

نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 18:2
نکته ای طلایی
 
خارپشتی ازیک مار تقاضا کرد که بگذار
من نیز در لانه تو مأوا گزینم وهمخانه تو باشم
مار تقاضای خارپشت را پذیرفت
و او را به لانه تنگ وکوچک خویش راه داد!
چون لانه مار تنگ بود
خارهای تیز خارپشت هردم به بدن نرم مار فرو می رفت
و وی را مجروح می ساخت.
اما مار از سر نجابت دم بر نمی آورد
سرانجام مارگفت 
نگاه کن ببین چگونه مجروح و خونین شده ام
میتوانی لانه من را ترک کنی؟
خارپشت گفت من مشکلی ندارم
اگر تو ناراحتی می توانی لانه دیگری برای خود بیابی,
 
عادت ها ابتدابه صورت مهمان وارد می شوند
اما دیری نمی گذرد که خود را صاحب خانه می کنند
و کنترل ما را به دست می گیرند.
 
مواظب خارپشت عادت های منفی زندگیمان باشیم

نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 19:8
سال نو مبارک
 
 
 سالى به سر ، شد ، ساقيا           جامى ز مى ، دادى به ما
يارى كن اى بخت بلنــــد            حـــــــول بگردد حال ما
    در سال نو نيكو شـــــويم          حول به احسنتى شويم
   كـــــز حسن حال ما ، همه              اعـــــــــجاز را باور شويم .

نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع: