۲ باور غلط درمورد شخصیت
شاید بتوان در نگاه اول واژه شخصیت را بهصورت شاخصههای صریح یک تیپ تعریف کرد. این تعریف نهتنها کلمه شخصیت را توصیف میکند بلکه وجه تمایز این واژه را از دیگر واژهها مشخص میکند. منظور از شاخصهها ویژگیهای خاص یک شخص است که مختص به خود او و کسانی است که در آن طبقه خاص شخصیتی قرار میگیرند. منظور از صریح همان واضح بودن این خصایص رفتاری است که هر شخصی از بیرون قادر به دیدن تظاهرات بیرونی این ویژگیهاست و درنهایت مقصود از تیپ همان انواعی است که ما برای شخصیتهای مختلف برای سهولت در طبقهبندی آن ها استفاده میکنیم.
● در میان مردم ۲ باور اشتباه درمورد شخصیت رایج است و آن ۲ جمله به قرار زیر است:
▪ فلانی بیشخصیت است.
▪ فلانی باشخصیت است.
این ۲ جمله باتوجه بهمنظوری که پشت آنها در هنگام مطرح کردنشان است کاملا غلط است، چراکه در جمله اول منظور از بیشخصیت افراد بزهکار خیانتپیشه،
دزد و بهطور کلی افرادی است که برخلاف فضایل اخلاقی رفتار میکنند.
در جمله دوم منظور افرادی است که مهربان، مؤدب، ثروتمند و اجتماعی هستند، درصورتیکه ما نمیتوانیم برای شخصیت کسی حکمی کلی صادر کنیم، بهدلیل اینکه هم افراد بیادب، دزد، خیانتکار و هرج و مرجطلب و هم افراد تحصیلکرده، مؤدب، مهربان، مذهبی و... دارای شخصیت هستند. بنابراین انسان بیشخصیت اصلا وجود ندارد.
در تعاریف مختلفی که در ارتباط با شناخت شخصیت بیان شده بهنظر میرسد که گوردون آلپورت که در سال ۱۹۴۹ برای این واژه بیش از پنجاه تعریف قائل شده است کاملترین باشد و این خود نشان از پیچیدگی این مفهوم و سازه روانی دارد. درک مسئله شخصیت یکی از اهداف نهایی و پیچیدهترین دستاورد در روانشناسی است. شخصیت به یک معنا تمام روانشناسی را دربرمیگیرد.
هیچ آزمایشی در روانشناسی وجود ندارد که در شناساندن شخصیت سهیم نباشد.
● کفبینی و طالعبینی
▪ راههای شناخت شخصیت
در بین افراد مختلف در جامعه پیشگوییهایی در ارتباط با شخصیت افراد نسبت به اندامشان رایج است، مثلا افراد چاق را اجتماعی، اهل شوخی و خنده مهربان تلقی میکنند که البته باورهای فوق توسط نظریهپردازانی همچون کرچمر و شلاون برای اولینبار مطرح شد ولی نتوانست از پس آزمایشهای علمی روسفید بیرون بیاید.
بنابراین، به این تیپشناسیها هم نمیتوان اعتماد کامل داشت. یکی از آرزوهای بشر پیشبینی و تشخیص شخصیت افراد بوده است، از همان موقعی که در غار میزیسته وقتی تازهواردی به غار وارد میشد حدس میزد که برای چه منظوری آمده؛ البته سعی میکرد از برق چشمان تازه وارد متوجه این منظور شود.
تا اینکه در قرون اخیر طرح نقشه جمجمه افراد بر مبنای برآمدگیهای جمجمهشان توسط فرانسیس گال و یا کفبینی و طالعبینی و غیره که سابقه قدیمیتری دارند ، بررسی شد.
طالعبینی نیز تلاش دیگری بود برای پیشبینی شخصیت که سابقه آن به ۲۵ قرن پیش در مسوپوتامیا در منطقه باستانی بینالنهرین محل سکونت سومریها و بابلیها بوده است برمیگردد. اعتقاد به ستارگان بهعنوان خدایانی نیرومند در بین انسانهای اولیه به پیدایی این اندیشه انجامید که میتوان امور مربوط به انسان را از طریق مطالعه سماوات پیشبینی کرد.بدین ترتیب در آن زمان شخصیت و سیر وقایع زندگی هر فرد با مراجعه به یک طالع و یا زیج (شکلبندی ستارگان در لحظه تولد) تعیین میشد.
در کل، ارزیابی شخصیت هر فرد باتوجه به لحظه تولد وی و ارائه پیشبینیهای مناسب براساس یکی از کتابچههای راهنما یا تقویمهای نجومی صورت میگرفت که بیشباهت به طالعبینیهای جدید که هنوز در بسیاری از روزنامهها و مجلات یافت میشوند، نبودند. آگاهی گستردهای که پیرامون جهان فیزیکی درخلال انقلاب علمی گسترش یافت، نقش مهمی در کاهش توجه جدی نسبت به طالعبینی داشت اما با این حال محبوبیت طالعبینی همچنان درمیان مردم پایدار باقیمانده است.
● کفبینی شیرینترین دروغ
کفبینی را نیز که برای تعیین خصوصیات فرد براساس تفسیر چین و چروکهای کف دست و همینطور پستی و بلندیهای کف دست اشاره میکند. تصور بر این است که کفبینی بهصورت یک نظام مدون از ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد در کشور چین وجود داشته است.
اما فقدان هرگونه تبیین منطقی درخصوص استنباطها و تفسیرهای بهعمل آمده و این آگاهی بدیهی که خطوط مخروطی شکل دستها و سایر خصوصیت آنها میتواند با تمرینهای فیزیکی تغییر کند. باعث میشود که کفبینی بهعنوان یک روش خرافی و نوعی شیادی کنار گذاشته شود.
معمولترین روشی که کفبینها بهکار میبرند اظهارنظرهای کلی و پیشپاافتادهای مانند اینکه؛ شما نسبت به والدین خود محبت زیادی را نشان میدهید، ولی گاهی نیز با آنها شدیدا اختلاف پیدا میکنید که ممکن است درباره همه افراد مصداق داشته باشد و البته در روانشناسی تحت عنوان اثر بارنوم از آن یاد میشود.
اما هدف از بیان این مطالب گوشزد کردن اهمیت شخصیت بهعنوان ملاکی بینظیر برای شناخت انسانها است. البته به همان نسبت هم اگر بهصورت صحیح و از طریق علمی پیش نرویم مطمئنا در شناخت شخصیت افراد دچار اشتباه خواهیم شد.
● انسان هزاره سوم و شخصیت
انسان هزاره سوم البته باید نیمنگاهی به نظریات دانشمندان پیش از خود که از تیپشناسیهای بدنی تا اندازهگیریهای برآمدگیهای جمجمه انسان کار کردهاند، داشته باشد ولی اگر بخواهد بیش از اندازه به این نظریات اهمیت دهد و در آنها غوطهور شود بیشک راه بنبستی را طی کرده که یکبار این افراد رفتهاند تا شاید روزی ما این راهها را نرویم البته بهشرطی که از شیرینی و گوشنواز بودن طالعبینی و کفبینی و روشنبینی صرفنظر کنیم و سعی کنیم به دنیای تجربی درونی انسانها که البته گاهی خشک، تلخ، دردناک و گاهی هم شیرین و دلخواه است توجه کنیم و دنیا و انسانها را آنطور که هستند قبول کنیم نه آنطوریکه ما دوست داریم باشند.
● تفکرات قالبی و شخصیت
با نگاهی اجمالی به مطالب مطرح شده جای تعجب باقی است که چهطور بعضی افراد این معمای پیچیده خلقت یعنی انسان را به این سادگی با تفکرات قالبی خویش به یک چشم به هم زدن محکوم به فلان رفتار در آینده میکنند ،چراکه مثلا او اهل فلان شهر است. بنابراین بعد از ازدواج خیانت میکند، یا چون پدرش در میانسالی مخفیانه ازدواج مجدد داشته، بنابراین او هم همچون پدرش رفتار خواهد کرد. درصورتیکه ما خوب میدانیم هر انسانی دارای شخصیت کاملا متفاوتی است مگر در موارد استثنایی درمورد دوقلوهای یک تخمی که از نظر شخصیتی خیلی به هم شبیه هستند.
ضمن اینکه ما میدانیم باتوجه به صرف وقت زیاد در جهت کشف نقاط کور شخصیت افراد که گاها فقط و فقط در موقعیتهای خاصی بروز میکند. باز هم نمیتوانیم نقشهای کامل برای پیشبینی رفتار این افراد داشته باشیم چون شخصیت یک واحد پویای روانی است و مرتبا در حال تغییر و تحول است و دلیلش این است که تابعی است از متغیرهای زمانی و مکانی و موقعیتی بنابراین ضرورت حساسیت در برخورد با این واحد روانی بیشک بر هیچ انسان فاضل و اهل منطق و تفکر پوشیده نمیماند.
● زمان و شناخت شخصیت افراد
زمان یکی از بهترین عواملی است که به ما کمک میکند تا بتوانیم شخصیت افراد را تا حدی بشناسیم اما صد افسوس که انسان معاصر نمیتواند یا بهتر بگوییم تحمل صرف وقت برای شناخت شخصیت افراد را ندارد. بنابراین چه بهتر آنکه بهای این کالای باارزش را پرداخت ولو آنکه دریافتکنندهاش یک فال بین قهوه کمسواد یا یک کولی خیابانگرد باشد.
تحقیقات نشان داده است که بین ۶ تا ۱۲ ماه حداقل زمانی است که اکثر افراد در معاشرت با یکدیگر تقریبا نیمرخ کاملی از شخصیت خودشان را بروز میدهند. مخصوصا در زوجهایی که قصد ازدواج دارند این موضوع قابل تأمل است.
شاید یکی از دلایل مهمی که ازدواجهای بسیاری در کشورمان منجر به طلاق میشود همین عامل باشد که زمان آشنایی افراد تا ازدواج یا کمتر از ۶ تا ۱۲ ماه است و یا کیفیت این روابط از بابت زمان حد قابلتوجهای نداشته است.
درنهایت میتوان گفت بهترین راهها برای شناخت شخصیت افراد کمک گرفتن از آزمونهای شخصیت، مصاحبه، مشاهده تجربی، صرف زمانهای مشترک و گذار از تجربههای مشکل و حل مسأله مشترک توسط دو تن که خواهان شناخت شخصیت یکدیگرند.
۵ باور موفقترین آدمهای روی زمین
آیا هیچ وقت آدمهای شاد و موفقی را که به رویاهایشان رسیدهاند ، دیدهاید؟ تا حالا دلتان خواسته از آن ها بپرسید نظرشان درباره خودشان چیست و اصلا دنیا را چطوری میبینند؟ سالهاست که درخصوص افراد استثنایی که در تجارت، ورزش و دیگر رشتهها موفقند، تحقیق میشود. در این سالها بعضی باورهای مهم و اساسی درباره این انسانهای موفق سالم و شاد به اثبات رسیده است.اگر شما هم دوست دارید شادتر باشید و زندگی در کنترل خودتان باشد، بهتر است با ما همراه شوید و چند هفتهای را با این ۶ باور مهم طی کنید. باروهای ما پنجرهای هستند که ما از آن به دنیا نگاه میکنیم. آن ها تمام زمینههای زندگیمان را شکل میدهند. اگر تصمیم بگیرید با نظر مثبت به زندگی نگاه کنید، دیدگاه شما خوشبینانه و قدرتمند میشود و خیلی زود از این طرز برخورد با دنیای اطرافتان بهره میبرید.
۱) خودتان بهتر از هر کسی خودتان را میشناسید:
مردی یک شب کلید خانهاش را گم کرده بود و نمیتوانست وارد خانه شود. او بیرون منزل در نور چراغ کوچه دنبال کلیدش میگشت. کمی بعد همسایهاش او را دید و به کمک او آمد تا با هم کلید را پیدا کنند. اما بیفایده بود. پس از کلی جستجو همسایه از او پرسید: اگر تو کلید را در منزل گم کردهای، چرا در خیابان دنبال آن میگردی؟ مرد پاسخ داد: چون در خیابان نور بیشتر است! حالا تصور کنید شما جهت و معنای زندگی را گم کردهاید. اگر از مردم بپرسید اهداف شما در زندگی چه باید باشد، درست مثل این است که در خیابان دنبال کلیدی بگردید که درخانه جا گذاشتهاید. هیچکس به شما نمیتواند بگوید چطور به زندگیتان معنا ببخشید. روش دیگران به درد شما نمیخورد. شما باید درون خودتان را جستجو کنید. حتی اگر یک عمر برای یافتن پاسخهای خود جای دیگری را جستجو کردهاید، به محض این که به درون خودتان رجوع کنید، میبینید که پاسخ سوالهای زندگی برای شما روشن میشود.
۲) اگر گام به گام پیش بروید، به هر چه بخواهید میرسید:
حقیقت این است که هر نوع مهارتی را میتوان یاد گرفت، هر مشکلی را میشود حل کرد و هر کاری را میتوان به نتیجه رساند، فقط اگر مرحله به مرحله پیش بروید و کارهای بزرگ را به قسمتهای کوچکتر تقسیم کنید. وقتی یک کار بزرگ را به چند مرحله کوچکتر تقسیم کنید، انجام آن آسانتر میشود و دیگر به نظرتان سنگین نیست. ما ناخودآگاه در بسیاری موارد این کار را انجام میدهیم. مثلا وقتی قرار است یک شماره تلفن را به خاطر بسپاریم، اعداد آن را ۳ تا ۳ تا یا ۲ تا ۲ تا حفظ میکنیم. نکته مهم آن است که اگر میخواهید دیوار بین خود و رویاهای زندگیتان را بردارید، بهترین کار آن است که آجر به آجر پیش بروید تا به هدفتان برسید.
۳) اگر روش شما جوابگو نیست، آن را عوض کنید:
دکتر اسپنسر جانسون، نویسنده کتاب چه کسی پنیر من را برداشت، فرق بین آدمها و موشها را این طور توصیف میکند. وقتی یک موش حس میکند تلاشهایش به نتیجه نمیرسد، روش خود را عوض میکند، اما وقتی آدمها حس میکنند کاری که انجام میدهند به نتیجه نمیرسد، عصبانی و خسته میشوند و دوست ندارند روش خود را عوض کنند. حتی گاهی اگر کسی راه کار تازهای را به آن ها نشان دهد، حالت دفاعی به خود میگیرند و میگویند: «من همیشه این کار را همین طور انجام دادهام. «یا» من آدمی این مدلی هستم.» در اصل این آدمها از پذیرفتن راهکار تازه و انجام آن میترسند و حس میکنند ترسشان به این معناست که دیگر روشها اشتباه است. همیشه آن چه به نظر ما طبیعی و صحیح به نظر میرسد، در اصل محصول باورهایتان است و به ندرت نشان دهنده همه احتمالات و امکانات پیش رویمان یا تخمین صحیحی از تواناییهایمان است. اگر واقعا میخواهید در زندگی خود نتایج متفاوتی به دست بیاورید باید از حصاری که به منظور راحتی دور خود کشیدهاید، پا را فراتر بگذارید و راه کارهای متفاوتی را امتحان کنید.
۴) شکست وجود ندارد:
تنها شکستی که در زندگی وجود دارد، این است که دست از یادگیری بردارید. جز این مورد هر نتیجهای که پیش رویتان میآید، بازتابی است که به شما میگوید آیا راه کار انتخابی شما را به هدف نزدیکتر کرده یا دورتر. آدمهایی که به اهدافشان میرسند، یک خصوصیت مشترک دارند، آن ها از شکست و اشتباه نمیترسند، چون میدانند هر اشتباه یا شکست فرصتی است برای یادگیری که باید از آن استفاده کرد شکست، لازمه یاد گرفتن است.
۵) شما همین حالا در حال شکل دادن به آیندهتان هستید:
تفاوت بارزی که میان افراد موفق و ناموفق وجود دارد، این است که افراد موفق در حال زندگی میکنند اما افراد ناموفق در گذشته سیر میکنند. اگر دائم به گذشته بچسبید، تمام زیباییها و فرصتهایی را که زندگی در حال حاضر به شما ارزانی کرده از دست میدهید. اگر هم در حال زندگی کنید بسرعت میتوانید فرصتهای رسیدن به اهدافتان را صید کنید. مهم نیست در گذشته چقدر تلاش کردهاید. هر لحظه از هر روز زندگی فرصت تازهای است تا به خوشبختی و موفقیت نزدیکتر شوید. اگر بار دیگر ترسهای قدیمی و باورهای محدودکننده مانع شادی و موفقیت شما شدند، آن ها را در ذهنتان متوقف و در درونتان افکار مثبت و خوشبینانه را جایگزین افکار منفی کنید. قدرت باورهای مثبت آن قدر زیاد است که میتوانید به کمک آن ها از تمام لحظات زندگی پلی برای موفقیت بسازید.
منبع: readers digest
مترجم : رزیتا شاهرخ
توركي ضرب المثلرين درگيلری
گزيده هايي از ضرب المثل هاي تركي ، ترجمة فارسي و زمينه كاربرد آن
***
مثل:
«آج قارین ، آجی آیران»
ترجمه:
«شکم گرسنه، دوغ تلخ»
کاربرد:
«وعدههای توخالی»
****
مثل:
«اود دئدیم دیلیم یاندی»
ترجمه:
«آتش گفتم، زبانم سوخت»
کاربرد:
«اظهار پشیمانی از طرح مطلب و یا سخنی»
****
مثل:
«ایتین ایاغیندان تیکان چیخاردیر»
ترجمه:
«از پای سگ خار در میآورد»
کاربرد:
«سخت کوش- در مورد انجام کارهای سخت و مشاغل طاقت فرسا»
****
مثل:
«ایری اؤتوراق ، دوز دانیشاق»
ترجمه:
«کج بشینیم ، راست صحبت کنیم»
کاربرد:
«اظهار صداقت و راستگویی در هر موقعیتی»
****
مثل:
«اوزو بَزَکلی ، ایچی تَزَکلی یا
اوزه باخیرسان حوری پری ، ایچریسینده قئلّی دری»
ترجمه:
«صورت بزک شده، داخلش کود ، پِهِن»
کاربرد:
«برای اشخاصی که ظاهر آرسته و باطن
گندیده ای دارند به کار می رود»
****
مثل:
«الینّن سو داممیر»
ترجمه:
«از دستش آب نمیچکد»
کاربرد
«خساست بیش از حد»
****
مثل
«اودا گلمیسن سویا ؟»
ترجمه:
«به آتش آمدهای یا آب؟به جنگ آمدی یا صلح؟ آتش ـ جنگ، آب ـ صلح»
کاربرد:
«برای کسی که بسیار عجول و بیصبر است»
****
مثل:
«تویوق نه قدیر کؤکله اوقدیرده بوزدومو
دارالار»
ترجمه:
«مرغ هر چقدر چاق شود، مقعدش تنگ میشود»
کاربرد:
«اشاره به اشخاص ثروتمند که صرفه
جویی و خست زیاد پیشه کردهاند»
****
مثل:
«داغدا جئیران گؤرسه دیر»
ترجمه:
«در کوه آهو نشان میدهد»
کاربرد:
«نشان از وعدههای دست نیافتنی»
****
مثل:
«وارلی گئیه نده دییه رلر
موبارکدیر ، یوخسول گئیه نده دییه رلر
هاردان تاپدین ؟»
ترجمه:
«شخص پولدار بپوشد ( میگویند) مبارک باشید، فقیر بپوشد
، از کجا ، آورده؟»
کاربرد:
«شک به آدم فقیر»
****
مثل:
«قونشو قونشودان سحر اویانماغی
اؤرگه نه ر»
ترجمه:
«همسایه از همسایه، صبح بیدار شدن
را یاد میگیرد»
کاربرد:
«تاثیر اخلاق مثبت یا منفی در دیگران»
****
مثل:
«هرکیم ائششه ک اولدو سنده پالانی اول»
ترجمه:
«هرکس الاغ شد، تو پالانش باش»
کاربرد:
«از موقعیت سخت دیگران سواستفاده کردن»
****
مثل:
«آلتداکی داش دوروب اوسته کی داش دورمور»
ترجمه:
«سنگ زیرین ایستاده، سنگ رویی نمیایستد»
کاربرد:
«منظور کسی که سختی را تحمل می کند
اعتراضی ندارد، کسی که راحتتر است اعتراض دارد»
****
مثل:
«ائویمدن چیخیر قارنیما گئدیر»
ترجمه:
«از خانهام در بیاید،به شکم برود»
کاربرد:
«از این جیب به آن جیب»
****
مثل:
«آشاغی دا ایله شمیر ، یوخاریدا
یئر یوخدو»
ترجمه:
«پایین نمینشیند ، بالا جا پیدا
نمیکند»
کاربرد:
«عدم شناخت از جایگاه اجتماعی»
****
مثل:
آت
آلماميش٫ آخورين چكير
ترجمه:
هنوز
اسب نخريده٫ آخور مي سازد
كاربرد:
هنوز هيچ كاري انجام نگرفته فكر پايان آن بودن