توركي ضرب المثلرين درگيلری
گزيده هايي از ضرب المثل هاي تركي ، ترجمة فارسي و زمينه كاربرد آن
***
مثل:
«آج قارین ، آجی آیران»
ترجمه:
«شکم گرسنه، دوغ تلخ»
کاربرد:
«وعدههای توخالی»
****
مثل:
«اود دئدیم دیلیم یاندی»
ترجمه:
«آتش گفتم، زبانم سوخت»
کاربرد:
«اظهار پشیمانی از طرح مطلب و یا سخنی»
****
مثل:
«ایتین ایاغیندان تیکان چیخاردیر»
ترجمه:
«از پای سگ خار در میآورد»
کاربرد:
«سخت کوش- در مورد انجام کارهای سخت و مشاغل طاقت فرسا»
****
مثل:
«ایری اؤتوراق ، دوز دانیشاق»
ترجمه:
«کج بشینیم ، راست صحبت کنیم»
کاربرد:
«اظهار صداقت و راستگویی در هر موقعیتی»
****
مثل:
«اوزو بَزَکلی ، ایچی تَزَکلی یا
اوزه باخیرسان حوری پری ، ایچریسینده قئلّی دری»
ترجمه:
«صورت بزک شده، داخلش کود ، پِهِن»
کاربرد:
«برای اشخاصی که ظاهر آرسته و باطن
گندیده ای دارند به کار می رود»
****
مثل:
«الینّن سو داممیر»
ترجمه:
«از دستش آب نمیچکد»
کاربرد
«خساست بیش از حد»
****
مثل
«اودا گلمیسن سویا ؟»
ترجمه:
«به آتش آمدهای یا آب؟به جنگ آمدی یا صلح؟ آتش ـ جنگ، آب ـ صلح»
کاربرد:
«برای کسی که بسیار عجول و بیصبر است»
****
مثل:
«تویوق نه قدیر کؤکله اوقدیرده بوزدومو
دارالار»
ترجمه:
«مرغ هر چقدر چاق شود، مقعدش تنگ میشود»
کاربرد:
«اشاره به اشخاص ثروتمند که صرفه
جویی و خست زیاد پیشه کردهاند»
****
مثل:
«داغدا جئیران گؤرسه دیر»
ترجمه:
«در کوه آهو نشان میدهد»
کاربرد:
«نشان از وعدههای دست نیافتنی»
****
مثل:
«وارلی گئیه نده دییه رلر
موبارکدیر ، یوخسول گئیه نده دییه رلر
هاردان تاپدین ؟»
ترجمه:
«شخص پولدار بپوشد ( میگویند) مبارک باشید، فقیر بپوشد
، از کجا ، آورده؟»
کاربرد:
«شک به آدم فقیر»
****
مثل:
«قونشو قونشودان سحر اویانماغی
اؤرگه نه ر»
ترجمه:
«همسایه از همسایه، صبح بیدار شدن
را یاد میگیرد»
کاربرد:
«تاثیر اخلاق مثبت یا منفی در دیگران»
****
مثل:
«هرکیم ائششه ک اولدو سنده پالانی اول»
ترجمه:
«هرکس الاغ شد، تو پالانش باش»
کاربرد:
«از موقعیت سخت دیگران سواستفاده کردن»
****
مثل:
«آلتداکی داش دوروب اوسته کی داش دورمور»
ترجمه:
«سنگ زیرین ایستاده، سنگ رویی نمیایستد»
کاربرد:
«منظور کسی که سختی را تحمل می کند
اعتراضی ندارد، کسی که راحتتر است اعتراض دارد»
****
مثل:
«ائویمدن چیخیر قارنیما گئدیر»
ترجمه:
«از خانهام در بیاید،به شکم برود»
کاربرد:
«از این جیب به آن جیب»
****
مثل:
«آشاغی دا ایله شمیر ، یوخاریدا
یئر یوخدو»
ترجمه:
«پایین نمینشیند ، بالا جا پیدا
نمیکند»
کاربرد:
«عدم شناخت از جایگاه اجتماعی»
****
مثل:
آت
آلماميش٫ آخورين چكير
ترجمه:
هنوز
اسب نخريده٫ آخور مي سازد
كاربرد:
هنوز هيچ كاري انجام نگرفته فكر پايان آن بودن