سه شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 8:36

محقق و پژوهشگر برجسته، استاد میکائیل بدرزاده اورنج

کسی در روستای دور افتاده و زیبای اورنج باور نمی کرد که کودکی پا به عرصه ی کوچک این خاک بگذارد که روزی نامش نه بر تارک این روستا،که بر بلندای جهان دانش بدرخشد، در آن سال های دیر و دور چه کسی باورش می شد که سال 1342آبستن فرهیخته ای اندیشمند باشد که هر چند از شمار دو چشم یک تن افزون، اما وز شمار خرد هزاران بیش.

میکاییل بدرزاده در تنگاتنگ 1342در روستای دانش خیز اورنج متولد شد، چون سایر کودکان با بازیچه ها و قلقلک های کودکانه در میان بوی شبدر و یونجه به هر سو که می خواست می پرید و احساس پاک کودکانه اش هوا می خورد. اما تولدی دیگر وقتی آغاز شد که او دوران ابتدایی اش را با شور و شوقی بی نظیر نه چون کودکان دیگر، با گام های کوچک اما محکمش بر سنگلاخ کوچه های دانش همگام با الفبای عشق و مهر پرسه می زد. این اندیشه های کنجکاوش چنان بی تابانه بر فضای دانش می تاخت که مدرسه ها تا چشم بر هم می زدند، این تندیس پاکی وصداقت دوران متوسطه اش را با موفقیت و بهروزی به پایان رسانده بود. هنوز مدارس ابتدایی و راهنمایی روستاهای اورنج و نوشنق طنین این گام های کوچک و سخت را فراموش نکرده و هنوز هم این مدرسه های کوچک و دور افتاده بر دبیرستان شهید مطهری نمین غبطه می خورند که چرا......

عطش دانش بر ضربان ذهن میکاییل له له می زد و همین ویژگی او را به ادامه ی تحصیل وا داشت، در سال1364در مقطع کاردانی رشته ی کشاورزی دانشگاه ارومیه پذیرفته شد، بلافاصله پس از اتمام آن در سال    1367 در دوره ی کارشناسی رشته ی کشاورزی دانشگاه تبریز و بعد ها با وقفه ای کوتاه در سال 1372 در دوره ی کارشناسی ارشد همان رشته قبول شد. با وجود این که وی در دوره ی کارشناسی ارشد اعزام به خارج پذیرفته شد اما این دوره را در دانشگاه های تهران وگرگان با موفقیت طی کرد. در سال 1377 عضو هیات علمی دانشگاه محقق اردبیلی شد و هم چنین با دانشگاه های آزاد اسلامی، علمی ـ کاربردی و پیام نور گرگان نیز همکاری می کرد. اما روح پر تلاطم وی با وجود همه ی این دغدغه ها باز هم به جستجوی گوهر دانش از پای ننشست و هر چند بعد ها با مقاله های علمی ـ پژوهشی اش اندکی این امواج عشق را آرام کرد اما اوج این تولدهای دو باره اش وقتی بود که در حوزه ی دانش کشاورزی به کشف سه گونه داروی گیاهی دست زد:

1ـ نوع شنبلیه ی وحشی در اطراف سرعین؛

2ـ کاهوی وحشی دامنه های سبلان؛

3ـ گلابی وحشی منطقه ی نمین« شغال دره در میناباد.»

پرستوی ذهن این گیاه شناس و اندیشمند بزرگ باز هم در راستای خدمت به دانش بشری پرواز را فریاد می زد و این بار با چاپ آثار ارزشمندی نظیر :«گیاهان دارویی» و«مروری بر رده بندی گیاهی» و مقاله ای در حوزه ی ارزش گیاهی مرتعی که در نشریه ی تخصصی کشور فنلاند به چاپ رسید.

علاوه بر این استاد میکاییل بدرزاده به جمع آوری و شناسایی «ارکان شیرین بیان»، «انواع ماشک» و «انواع کاهوی وحشی» در استان اردبیل نیز پرداخت.

برگزاری چهار سمینار علمی در مورد ذخایر ژن گیاهی، طب سنتی، داروی گیاهی وحفظ محیط زیست هم در آسمان دانش او چون خورشیدی تابناک می درخشد که امید است این مهر و خورشید عشق هم چنان مستدام باد.

کتاب به چاپ رسیده ی استاد

نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع:  
دوشنبه سوم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 8:57
دکتر جمشید بدرزاده اورنج



شاید امروز هر مسافر و رهگذری که از تنگناهای سرب و آهن شهرنشینی به گستره ی دامن طبیعت سبز وکوهستانی پناه می آورد و در این دامنه های کوهستـــــــــانی پر صلابت، ریه های آلوده و دودناک کارخانه ی سیمان اردبیل را     می نگرد، شگفت زده می ماند و تندیس اخمناک روستای اورنج در کناره های این غبار دود ناک به سختی سر بر افراشته اما هنوز هم در لابلای این دود و سرب کارخانه، اهالی خونگرم و نیز خاک پاک اورنج به خود می بالد که فردی این چنین فرهیخته را در آغوش گرم خود پرورانده است. او کسی نیست جز دکتر جمشید بدرزاده که در سال 1345در خانواده ای وارسته در میان گندم زاران اورنج ـ که هنوز بوی دود و آهن به مشامشان نخورده بود ـ تولدی دیگر را به تصویر کشید. دکتر جمشید بدرزاده با توجه به هوش و ذکاوتی که از اوان کودکی بر جبینش می درخشید، تحصیلات ابتدایی را در روستای باستانی اورنج و نوشنق با موفقیت به اتمام رساند. این کودک زیبای لحظه های بی طاقت با پاهای کوچکش زمستان سخت راه نوشنق را می پیمود و بهار آرزوهایش را به تغزل قصیده های عاشق زمزمه می کرد. وی می دانست که برای حضور پرنورش در عرصه ی دانش باید سنگلاخ های سخت و سنگین را با گام های کوچک و کودکانه تا روستای نوشنق بپیماید، بنابر این بر آن شد تا دوباره دوره ی راهنمایی را در روستای نوشنق ادامه دهد و همین انگیزه ی شگفت انگیز و اهداف بلندش باعث شد تا این راه پر از تیغ های خشمناک را با بهروزی و کامیابی در نوردد. این سیمرغ تازه پرافراشته اینک قد بر افراشته است و باید قاف بلند اهدافش را با سپردن دوره ی متوسطه فتح کند، پس داس زمان جلودار رویش سبزه های عشق و طراوت نیست و او چنــــــــان سمند راهوارش را  می تازد که به راحتی دانش بی کران بشری را رام هوش و احساس آسمانی اش  می کند.

وی در سال1364در رشته ی پزشکی دانشگاه تبریز پذیرفته می شود، و این موفقیت و پرباری، دقیقه های پردغدغه اش را اندکی به ثانیه های بی سکون پیوند می زند، اما باز هم گام های استوارش که همواره حرکت را فریاد می زند و بدان  خو گرفته از پا نمی نشیند و این بار با انتشار اثری سعی دارد که کودکان دیروز را به روزهای بلند فردا راه نماید و بالاخره با چاپ کتاب «چهل درس موفقیت برای کنکور» فرداهای درخشانی برایمان ترسیم می کند. امید است آسمان فرداهایش همیشه آبی و آفتابی باد!

         

         

نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع: