چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 17:34

کودکانه های زلال «لا لایی» در روستای اورنج(آنا لای لای لاری اورنج کندینده)

آیا چنین نیست که حماسه ها و قهرمانی های سروهای بلند قامت این سرزمین اسطوره ای، از غزلواره های حماسی مادران عاشق سر بر آورده اند؟ آیا چنین نیست که باکره های بی بدیل دختران عشق و عصمت از زمزمه ی دل ضربه های مریم گونه ی مادران پاک مانده اند؟ به راستی که اسطوره، حماسه ،تاریخ و شعر زلال حماسه و غزل، به واژه های مادران به نماز ایستاده اند.

لحظه ای چشم بر روی چشم می گذارم و در تنگنای خیالم به نوزادی خویش باز می گردم. در بعد از ظهر تابستان گرم و کش دار که حوصله ی زمان خمیازه می کشید، مادر دمی در پس دویدن های سخت کوشانه ی روزانه آرام گرفته، عمق نگاه نحیف و خسته اش به کوزه ی ایستاده بر تاقچه خیره مانده است. اما پهنای ذهنش از دور دست ها فریاد را فرایاد می آورد. ذهنی که وارث درد به درازای تاریخ است، که از مادری به مادر دیگر واینک به مادر من و من رسیده است. و من در آغوش سر شار از مهر وعشق غنوده به خوابی عمیق فرو می روم. بایاتی های مادرم قصه ی غصه های پردرد تاریخ را زمزمه می کند.

مادر، راوی دردهای سنگین رازهای دور دست های تاریخ، با همتی راسخ و با آواز حزین ترانه کودکانه می خواند. بخوان مادر، بخوان و دُردهای دردت را بر جان من بریز تا دمی بیاسایم. چه حزین و رازناک می خوانی! بخوان مادر! «لای لای» بخوان! و شعرهایت را نجوا کن! شعری که در واژه نمی گنجد و باران اشکت یارای یاری را نمی تازاند، تا قابی از آن بر جانم بیاویزد و تنت چه پر طنین به تکاپو در می آید از آن، تنی که رازهای افشای جانت را غمگنانه به کوله باری از تصنیف اندوه به درازای وهم آلود تاریخ بر دوش خسته اش می کشد، اینک حماسه ی «لای لای» تو واپسین زخم های مرا نیز به گوارای شهد سبلان به کامش می ریزد و من در تب و تاب این اساطیر واژه ها چه عاشقانه سر بر شانه هایت می گذارم و خستگی بلندای تاریخ پردرد خود را فراموش می کنم به راستی که این آرامش از اعجاز گلواژه هایت سر بر گریبان فرو می برد.

«لای لای» ها، تنها شعری از ادبیات عامه ی ما نیست. صوت حزین و غم سنگین مادری است که تاریخ را بر بلندای اندیشه ی پاک نابش آویخته است. طوری که از شعر نیز فراتر رفته به عبارتی تلفیق کلام و صوت شاهکاری ادبی و هنری بی بدیل آفریده که مرزهای عزل و عشق زیر گام های آن در نوردیده شده این صوت و سخن به یقین برگی سبز از میراث فرهنگی تنومند ماست. برگی که مکتوب نبوده و مام تاریخ که به فراموشی سپرده شود مرگ این شاهکار عظیم و گنجینه ملی و هویت تاریخی، نزدیک می شود. پس به راستی باید فریاد آن برای نسل های آینده ی این خاک و بوم به یادگار بماند تا واژه ها انگشت تحیر به کام بگیرند. سمفونی  «لای لای» می تواند دو چندان تندیس موزون عاشقانه ها و ترانه ها راکه به زبان مادران جاریست چون آینه ای بر انعکاس ثانیه های تاریخ بتاباند.  

 اوزاق ایللردن بری، آنالار اوشاقلارینا اولان،  لایلالار قالیبینده کؤرپه لرینه سؤیله میشلر، یوخ اولماق تهلوکه سینده اولان بو لایلالاری یاشاتماق بیزیم بورجوموزدور. سونسوز فولکلور خزینه میزدن اولان بو گؤزل لایلالار کیچیجیک " آیهانا "سونولور.

لای لای دئیم یـاتاسـان

قیزیــــل گوله باتاسان

قیزیل گـولون ایچینـده

شیرین یـــوخو تاپاسان

***

لای لای بئشیگیم لای لای

ائویم ائشیگیــم لای لای

سن یات شیرین یـوخودا

چکیم کئشیگیـن لای لای 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع: تحقیق ها 
پنجشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 16:58

                                               قند سیندیرما گئجه سی اورنج کندینده

ائله کی هر ایکی طرف (اوغلان و قیزین آتا و آناسی) راضیلاشاندان سونرا،  ائله‌جه ده   قیز اوغلان بیر-بیرین بَینن‌دن سونرا، اوغلانین آناسی، باجیسی و بیر-ایکی نفر یاخین فامیل‌لریندن  قیز ائوینه ائلچیلیگه گئدیب،  قیزدان ائلچیلیک ائله‌ییب،  قند سیندیرماق گئجه‌سین نه زامان اولاجاغینی تعیین ائدرلر.

او گئجه اوغلان ائوی نئچه خونچا بزه‌ییب، ائل طایفانین آغ ساقّقاللاری،  آغ بیرچکلری،  اوغلانین باجیلاری و یاخین فامیل‌لرینن قیز ائوینه دئییب، گولر یوللانارلار. قند سیندیرما گئجه‌سینده اوزون بیر دانیشیقدان سونرا کبین، باشلیغین نئچه اولاجاغی اوستونده راضیلاشیب، شیرنی پایلانار. اوغلان ائوی اؤنجه‌دن قیز ائوینه ایکی کلله قند، قئیچی، داراق و .... گؤندررلر.  ایکی طرفین یاخین قوهوم و تانیشلارینی قیز ائوینه چاغیرارلار.

قند سیندیرماغا باشلایینجا دا ایلک اؤنجه قیزین قندینی سیندیرار، کبین کسمه‌نی سونرایا ساخلایارلار. قئیچی‌نین دیزینی یا دؤشکچه‌نین آلتینا قویار و کبین کسر. اوغلان ائوینین حؤرمتلی بؤیوکلریندن، ایکی کلله قندی بیر– بیرینه وورار و سیندیرار . گوجو چاتمازسا، قند کرکی‌سی ایله سیندیرار.

قند سیندیران مجلیسین آغ ساققالاریندان بیری اولار، قندی سیندیرمامیشدان قاباق دئییر کی قند سینمیر، قیزین  آناسی قند سیندیرانا بیر خلعت وئرر، قند سینار. 

ایلک قند سیناندان سونرا  قند سیندیران دئیر:

-         دئیون مبارک دی ، خوشباخت اولسونلار

جمعده اوتورانلار دا اوجادان سسلنرلر :

-         آللاه موبارک ائلسین

ائله کی خانیملار بو سسی ائشیتدیلر ال چالیب، هوی چکرلر.  قندین باشینی بیر نفر اوغلان آدامی گؤتورر کی اونون یئرینه دَیَرلی بیر خلعت آلسین.

سینمیش قندلری قیز اولان اوتاغا کی ایکی طرفین خانیملاری  ییغیشیبلار آپارار، قیزین باشی اوسته بیر پارچا آچیب اونون اوستونده اوغارلار .

کبین کسیلمه‌دن اؤنجه  قند سینارسا، بو قند سیندیرما گئجه‌سینین صاباحیسی هر یئرده دئیرلر:

-          فیلان کسین قیزی‌نین قندین،  فیلان اوغلانا سیندیریبلار.

بو مراسیملرده نئچه درین معنالار و حیکمتلر وار کی اینسانلار اونلار دیقت یئتیرمکله  یاخشی درسلر آلیب،  اؤز فرهنگینه، کؤکینه آرخلانییر.

بو مراسیمده کلّه قند باشی قارلی بیر  داغین سیمبولودور. داغین اتگی چؤرکلی اولار و هر بیر طرفیندن زینه بولاقلار آخیب،  دؤوره‌سینه گؤزللیک باغیشلاییب،  طراوت وئرر و همی ده داغین آلنی آچیق،  باشی اوجا اولار.  اؤز دؤشونده غیرتلی آسلانلار و قارتاللار بئجردیب،  اونلارا یول یولاق اؤیردر. آتالار ، آنالار بئله رسملرده درین معنالی سؤزلر و نصیحتلر گله‌جک نسیل‌لره گؤستریب،  آنلادیلار کی یئنیجه باشلانان حیات، ایکی گنج  آراسیندا داغ کیمی اوجالانسین و شیرینیلیک بوی آتیب، حیاتین یال- یاماجین گؤزل‌لندیریب،  صمیمیت و دوزلوک بولاقلاری قایناییب جوشسون.

بو مراسیمده  ایکی جاوانا دئییلیر کی دولانیشیق بیر داغدیر کی هله- هله سینماز و ذیروه‌سی توفانلار، قار بورانلار قارشیسیندا گؤیلره باش قالدیریب، زامانا یوکو آلتیندا بئلین اگمییه. 

                                                                                                                                           محمد موسازاده اورنج

نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع: تحقیق ها 
چهارشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۹ ساعت 18:38
 

۵ باور‌ موفق‌ترین ‌آدم‌های ‌روی ‌زمین‌

 

          آیا هیچ وقت آدم‌های شاد و موفقی را که به رویاهایشان رسیده‌اند ،‌ دیده‌اید؟ تا حالا دلتان خواسته از آن ها بپرسید نظرشان درباره خودشان چیست و اصلا دنیا را چطوری می‌بینند؟ سال‌هاست که درخصوص افراد استثنایی که در تجارت، ورزش و دیگر رشته‌ها موفقند، تحقیق می‌شود. در این سال‌ها بعضی باورهای مهم و اساسی درباره این انسان‌های موفق سالم و شاد به اثبات رسیده است.اگر شما هم دوست دارید شادتر باشید و زندگی در کنترل خودتان باشد،‌ بهتر است با ما همراه شوید و چند هفته‌ای را با این ۶ باور مهم طی کنید. باروهای ما پنجره‌ای هستند که ما از آن به دنیا نگاه می‌کنیم. آن ها تمام زمینه‌های زندگی‌مان را شکل می‌دهند. اگر تصمیم بگیرید با نظر مثبت به زندگی نگاه کنید، دیدگاه شما خوش‌بینانه و قدرتمند می‌شود و خیلی زود از این طرز برخورد با دنیای اطرافتان بهره می‌برید.


۱) خودتان بهتر از هر کسی خودتان را می‌شناسید:

مردی یک شب کلید خانه‌اش را گم کرده بود و نمی‌توانست وارد خانه شود. او بیرون منزل در نور چراغ کوچه دنبال کلیدش می‌گشت. کمی بعد همسایه‌اش او را دید و به کمک او آمد تا با هم کلید را پیدا کنند. اما بی‌فایده بود. پس از کلی جستجو همسایه از او پرسید: اگر تو کلید را در منزل گم کرده‌ای،‌ چرا در خیابان دنبال آن می‌گردی؟ مرد پاسخ داد: چون در خیابان نور بیشتر است! حالا تصور کنید شما جهت و معنای زندگی را گم کرده‌اید. اگر از مردم بپرسید اهداف شما در زندگی چه باید باشد، درست مثل این است که در خیابان دنبال کلیدی بگردید که درخانه جا گذاشته‌اید. هیچ‌کس به شما نمی‌تواند بگوید چطور به زندگی‌تان معنا ببخشید. روش دیگران به درد شما نمی‌‌خورد. شما باید درون خودتان را جستجو کنید. حتی اگر یک عمر برای یافتن پاسخ‌های خود جای دیگری را جستجو کرده‌اید، به محض این که به درون خودتان رجوع کنید، می‌بینید که پاسخ سوال‌های زندگی برای شما روشن می‌شود.


۲) اگر گام به گام پیش بروید، به هر چه بخواهید می‌رسید:

حقیقت این است که هر نوع مهارتی را می‌توان یاد گرفت، هر مشکلی را می‌شود حل کرد و هر کاری را می‌توان به نتیجه رساند، فقط اگر مرحله به مرحله پیش بروید و کارهای بزرگ را به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم کنید. وقتی یک کار بزرگ را به چند مرحله کوچک‌تر تقسیم کنید، انجام آن آسان‌تر می‌شود و دیگر به نظرتان سنگین نیست. ما ناخودآگاه در بسیاری موارد این کار را انجام می‌دهیم. مثلا وقتی قرار است یک شماره تلفن را به خاطر بسپاریم، اعداد آن را ۳ تا ۳ تا یا ۲ تا ۲ تا حفظ می‌کنیم. نکته مهم آن است که اگر می‌خواهید دیوار بین خود و رویاهای زندگی‌تان را بردارید، بهترین کار آن است که آجر به آجر پیش بروید تا به هدفتان برسید.


۳) اگر روش شما جوابگو نیست، آن را عوض کنید:

دکتر اسپنسر جانسون، نویسنده کتاب چه کسی پنیر من را برداشت، فرق بین آدم‌ها و موش‌ها را این طور توصیف می‌کند. وقتی یک موش حس می‌کند تلاش‌هایش به نتیجه نمی‌رسد، روش خود را عوض می‌کند، اما وقتی آدم‌ها حس می‌کنند کاری که انجام می‌دهند به نتیجه نمی‌رسد، عصبانی و خسته می‌شوند و دوست ندارند روش خود را عوض کنند. حتی گاهی اگر کسی راه کار تازه‌ای را به آن ها نشان دهد، حالت دفاعی به خود می‌گیرند و می‌گویند: «من همیشه این کار را همین طور انجام داده‌ام. «یا» من آدمی این مدلی هستم.» در اصل این آدم‌ها از پذیرفتن راهکار تازه و انجام آن می‌ترسند و حس می‌کنند ترسشان به این معناست که دیگر روش‌ها اشتباه است. همیشه آن چه به نظر ما طبیعی و صحیح به نظر می‌رسد، در اصل محصول باورهایتان است و به ندرت نشان دهنده همه احتمالات و امکانات پیش رویمان یا تخمین صحیحی از توانایی‌هایمان است. اگر واقعا می‌‌خواهید در زندگی خود نتایج متفاوتی به دست بیاورید باید از حصاری که به منظور راحتی دور خود کشیده‌اید، پا را فراتر بگذارید و راه کارهای متفاوتی را امتحان کنید.


۴) شکست وجود ندارد:

تنها شکستی که در زندگی وجود دارد، این است که دست از یادگیری بردارید. جز این‌ مورد هر نتیجه‌ای که پیش رویتان می‌آید، بازتابی است که به شما می‌گوید آیا راه کار انتخابی شما را به هدف نزدیک‌تر کرده یا دورتر. آدم‌هایی که به اهدافشان می‌رسند، یک خصوصیت مشترک دارند، آن ها از شکست و اشتباه نمی‌ترسند، چون می‌دانند هر اشتباه یا شکست فرصتی است برای یادگیری که باید از آن استفاده کرد شکست، لازمه یاد گرفتن است.


۵) شما همین حالا در حال شکل دادن به آینده‌تان هستید:

تفاوت بارزی که میان افراد موفق و ناموفق وجود دارد، این است که افراد موفق در حال زندگی می‌کنند اما افراد ناموفق در گذشته سیر می‌کنند. اگر دائم به گذشته بچسبید، تمام زیبایی‌ها و فرصت‌هایی را که زندگی در حال حاضر به شما ارزانی کرده از دست می‌دهید. اگر هم در حال زندگی کنید بسرعت می‌توانید فرصت‌های رسیدن به اهدافتان را صید کنید. مهم نیست در گذشته چقدر تلاش کرده‌اید. هر لحظه از هر روز زندگی فرصت تازه‌ای است تا به خوشبختی و موفقیت نزدیک‌‌تر شوید. اگر بار دیگر ترس‌های قدیمی و باورهای محدودکننده مانع شادی و موفقیت شما شدند، آن ها را در ذهن‌تان متوقف و در درون‌تان افکار مثبت و خوش‌بینانه را جایگزین افکار منفی کنید. قدرت باورهای مثبت آن قدر زیاد است که می‌‌توانید به کمک آن ها از تمام لحظات زندگی پلی برای موفقیت بسازید.

 

منبع: readers digest

مترجم : رزیتا شاهرخ‌

www.oranj.blogfa.com                               

نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع: تحقیق ها 
چهارشنبه دوم تیر ۱۳۸۹ ساعت 19:59

 

توركي ضرب المثلرين درگيلری

 

گزيده هايي از ضرب المثل هاي تركي ، ترجمة فارسي و زمينه كاربرد آن

 

***

مثل:

«آج قارین ، آجی آیران»
ترجمه:
«شکم گرسنه، دوغ تلخ»
کاربرد:
«وعده‌های توخالی»


****

مثل:
«اود دئدیم دیلیم یاندی»
ترجمه:
«آتش گفتم، زبانم سوخت»
کاربرد:
«اظهار پشیمانی از طرح مطلب و یا سخنی»

 

****
مثل:
«ایتین ایاغیندان تیکان چیخاردیر»
ترجمه:
«از پای سگ خار در می‌آورد»
کاربرد:
«سخت کوش- در مورد انجام کارهای سخت و مشاغل طاقت فرسا»


****

مثل:
«ایری اؤتوراق ، دوز دانیشاق»
ترجمه:
«کج بشینیم ، راست صحبت کنیم»
کاربرد:
«اظهار صداقت و راستگویی در هر موقعیتی»

****

مثل:
«اوزو بَزَکلی ، ایچی تَزَکلی یا اوزه باخیرسان حوری پری ، ایچریسینده قئلّی دری»
ترجمه:
«صورت بزک شده، داخلش کود ، پِهِن»
کاربرد:
«برای اشخاصی که ظاهر آرسته و باطن گندیده ای دارند به کار می رود»


****

مثل:
«الینّن سو داممیر»
ترجمه:
«از دستش آب نمی‌چکد»
کاربرد
«خساست بیش از حد»

****

مثل
«اودا گلمیسن سویا ؟»
ترجمه:
«به آتش آمده‌ای یا آب؟به جنگ آمدی یا صلح؟ آتش ـ جنگ، آب ـ صلح»
کاربرد:
«برای کسی که بسیار عجول و بی‌صبر است»

****

مثل:
«تویوق نه قدیر کؤکله اوقدیرده بوزدومو دارالار»
ترجمه:
«مرغ هر چقدر چاق شود، مقعدش تنگ می‌شود»
کاربرد:
«اشاره به اشخاص ثروتمند که صرفه جویی و خست زیاد پیشه کرده‌اند»

****

مثل:
«داغدا جئیران گؤرسه دیر»
ترجمه:
«در کوه آهو نشان می‌دهد»
کاربرد:
«نشان از وعده‌های دست نیافتنی»


****
مثل:
«وارلی گئیه نده دییه رلر موبارکدیر ، یوخسول گئیه نده دییه رلر هاردان تاپدین ؟»
ترجمه:
«شخص پولدار بپوشد ( می‌گویند) مبارک باشید، فقیر بپوشد ، از کجا ، آورده؟»
کاربرد:
«شک به آدم فقیر»

****

مثل:
«قونشو قونشودان سحر اویانماغی اؤرگه نه ر»
ترجمه:
«همسایه از همسایه، صبح بیدار شدن را یاد می‌گیرد»
کاربرد:
«تاثیر اخلاق مثبت یا منفی در دیگران»

****

مثل:
«هرکیم ائششه ک اولدو سنده پالانی اول»
ترجمه:
«هرکس الاغ شد، تو پالانش باش»
کاربرد:
«از موقعیت سخت دیگران سواستفاده کردن»

****

مثل:
«آلتداکی داش دوروب اوسته کی داش دورمور»
ترجمه:
«سنگ زیرین ایستاده، سنگ رویی نمی‌ایستد»
کاربرد:
«منظور کسی که سختی را تحمل می کند اعتراضی ندارد، کسی که راحت‌تر است اعتراض دارد»

****

مثل:
«ائویمدن چیخیر قارنیما گئدیر»
ترجمه:
«از خانه‌ام در بیاید،به شکم برود»
کاربرد:
«از این جیب به آن جیب»

****

مثل:
«آشاغی دا ایله شمیر ، یوخاریدا یئر یوخدو»
ترجمه:
«پایین نمی‌نشیند ، بالا جا پیدا نمی‌کند»
کاربرد:
«عدم شناخت از جایگاه اجتماعی»

****

مثل:
آت آلماميش٫ آخورين چكير
ترجمه:
هنوز اسب نخريده٫ آخور مي سازد

كاربرد:

هنوز هيچ كاري انجام نگرفته فكر پايان آن بودن
نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع: تحقیق ها 
سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۸ ساعت 9:59

دين و روانشناسي؛ تعامل يا تقابل

 

        در نوشتار حاضر پس از پاسخ به سوالات ؛ معناي دين چيست؟و معناي روان شناسي كدام است؟ به ارتباط و تقابل اين دو موضوع مي‌پردازد.

انسان با برخورداري از حس جستجوگري خود، همواره در اندرون خود مواجه با سؤالاتي مي شود و طرح اين پرسش هايِ بعضاً متناقض او را دچار شكّ و ترديد مي كند .

........................................


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع: تحقیق ها 
سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۸ ساعت 9:34

 

دعا و نیایش از دیدگاه روان شناسی

                          محمد موسازاده اورنج

            یکی از قدیمی ترین و عمومی ترین تظاهرات روح انسانی ، دین است ، بنا بر این هر گونه روان شناسی که سر و کارش با ساختمان روانی شخصیت انسان باشد ، دست کم نمی تواند این حقیقت را نا دیده بگیرد ، که دین تنها یک پدیدۀ اجتماعی و تاریخی نیست ، بلکه برای بسیاری از افراد بشر حکم یک مسألۀ مهم شخصی را دارد. سیسرون می گوید :
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع: تحقیق ها 
یکشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۸۸ ساعت 16:9
 

                                                  پيشينيه نيايش در فرهنگ انساني

 

شواهد تاریخی گواه بر آن است که بشر از آغاز خلقت گرایش به پرستش و پرستیدن داشته، همان طورکه صورت های تاریخی پرستش ، گواهی بر این مدعاست. این باور گاهی در شکل متعالی خود عبودیت خدا بوده و گاهی در شکل بدوی پرستش اصنام و بت‌ها و مظاهر طبیعی به عنوان نمادی از قدرت و یا خصوصیتی از خصایص مطلوب انسان بوده است که قصد نسبت آن‌ها را به این نماد خدا «رب النوع» به عنوان عنصر ماوراي انسانی دارد. این اعتقادات ، انسان اولیه را به این وادی رهنمون شد که در صدد کشف حقایق هستی بر آید و در قبال آن‌ها روش خاصی در پیش گیرد و در طی زمان با وسعت دامنه فکری بشر و رسیدن به بلوغ فکری توانست به یاری تجربه و آزمایش هریک از امور طبیعی را در جای خود قرار دهد و ارتباط عمیق تر و وسیع تری با محیط خود برقرار نماید. توجه به اشیاي مقدس ، اعتقاد به نیروی حیات «مانا» ، تابو (توجه صرف به فرد ، شئی یا عنصر طبیعی که دارای قدرت غیر طبیعی و فوق العاده می‌باشد و از احترام خاصی برخوردار است.) ، قربانی کردن و احترام به اموات و اجداد و اسطوره سازی از نمونه های است ، که می‌توان در این رابطه ذکر کرد. این فرآیند انسان را به معرفتی رسانید تا بخواهد موجود متصور خویش را فراتر از هریک از اجسام و کائنات و یا چهره های افسانه‌ای خود ساخته ببیند. این تلاش رسانیدن انسان به یک امنیت روانی بود.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع: تحقیق ها 
شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۸ ساعت 16:24

نام و ننگ در شاه نامه (فصل2)

فرازهايي از نام و ننگ در داستان‌هاي شاهنامه

 

هرجا كيني باز خواسته‌ مي‌شود ، به آهنگ باز آوردن نام است . بنابراين اگر شاهنامه روندي از كين‌توزي‌هاي بي گسست است ، همه به بهانة جستن نام و رستن از ننگ است .

_ در داستان بهرام و تازيانه ، داستان نامجويي قهرمان است كه تنها براي رهانيدن نام خويش به ميدان مي‌رود و جان بر سر اين كار مي‌گذارد . بهرام در پاسخ گيو كه او را از رفتن به ميان سپاهيان توران باز مي‌دارد ؛ مي‌گويد :

شما را ز رنگ و نگار است گفت                 مرا آنكه شد نام با ننگ جفت


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع: تحقیق ها 
پنجشنبه نوزدهم آذر ۱۳۸۸ ساعت 12:30

                                     

نام و ننگ در شاه نامه ( فصل1)                

نام نيك

 

در اين جهان سپنجي زيست و زندگي ما زود سپري مي‌شود . از خاك بر شده‌ايم ، به   خاك فروخواهيم شد . اگر دژ آهنين هم باشيم باز چرخ روزگار ما را مي‌فرسايد و نابود مي كند .

سپهر بلند ار كشد زين تو                          سر انجام خشت است بالين تو

اگر بارة آهنينــــــي بپاي                          سپهرت بسايد نمــاني به جاي

        ......................


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع: تحقیق ها