سه شنبه یکم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 10:33
 

بهار و نوروز: فراز و فروز

نوروز، جان‌افروز و دل‌افروز، همانند بخت بلند و پیروز، فراز می‌آید و باری دیگر زمان شکفتگی و شادی و شور باز می‌آید و جهان آشفته‌ی آسیمه به سامان و ساز می‌آید و هر آنچه دلگداز بود، دلنواز می‌آید.
نیز بهار، در به‌کامی و دلارامی، در زیبایی و دلارایی، به کردار دیدار یار، دلنشین و جان‌فشان، سَمَن‌فشان و دامن‌کشان، نازنین و نازآگین، از راه می‌رسد و بس خرم و‌خوش‌خرام، نیک بهنگام و به‌گاه می‌رسد و آوای بهین و به‌آیین مرغان، مرغان چکامه‌سرای ترانه‌خوان، شورانگیز و شکرخیز، سورآمیز و دلاویز، چون دستان مستان، از مغاک خاک تا به تخت‌گاه ماه می‌رسد و زمستان تیره و تباه، سرمای سخت و سیاه، سرانجام به فرجام می‌آید و به پایان، آن جانفرسای توانکاه می‌رسد.
خورشید، آن فر گستر برین‌فَروَرین، در فروردین، بیژن‌آیین، از چاه ماهی جای می‌پردازد و رخشان‌روی و آسمان‌بوی، چون جمشید، در پهنه‌های سپهر برمی‌تازد و بدان می‌نازد که جهان را شیوه‌ای نو درمی‌اندازد.
خرّما بهار! فرّخا نوروز!
اکنون گیتی، از لادن و لاله، از ژوله و ژاله، از گیاه و گل، از سوسن و سنبل، رشک بهشت است و کناره‌ی کشت، مینوسرشت است.
وَه‌وَه که این دَم، دَم خجسته‌ی خرم، در کنار دلداران و یاران، نیکو و گلشن‌خوست. آری! با دوست، هر آینه، گیتی مینوست.
بهاران بر یاران فرخنده باد و لبانِ بختشان پر خنده!
نیز نوروز پاینده باد و پیروز بر یکایک ایرانیان، آن اهوراییان هورآیین که بهارآفرینند و‌نوروز افروز!

 

نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع: