بـــایــــاتیـــــلار
دو بیتی های بومی ادبیات شفاهی آذربایجان که در اکناف این دیار با نام بایاتی شهرت دارد یکی از رایج ترین انواع منظوم ادبیات عامیانه این سرزمین است . بایاتی ها از نظر انسجام شکل ، وسعت مضمون ، ترنم موسیقی و تموج ذوق و احساس در ردیف جذاب ترین و شورانگیزترین آثار بدیع فولکلوریک جای می گیرند. این نغمه هاي نغز و دلکش که از زندگی و عواطف و رازها و نیازهای مردم ساده و پاکدل مایه می پذیرند و در قالب الفاظی روان و بی تکلف جای می گیرند، از چنان لطف و خلوص و صفا و صراحتی برخوردارند که به خصوص وقتی با آهنگ ویژه خود و با نوايی گیرا خوانده شوند، عنان از کف دل می ربایند و سرشک بر چهره احساس می افشانند. ارادت و اعتقاد مردم سادة صحرا و شهر و روستا به این آثار موزون و دل فریب تا بدان پایه است که بایاتی ها را حسب حال و آیینه سرنوشت نمای خویش می پندارند و به هنگام ملال و سرگشتگی و حرمان برآن توسل می جویند و به عنوان تفال از آن مدد و مراد می طلبند. عنوان بایاتی ها به احتمال زیاد از نام «بیات»یا«بایات» ماخوذ است. بایات ها از جمله قبائل متعددی بودند که در دوران های کوچ و اوتراق به آذربایجان آمده و در آن جا سکنی گزيده اند و بعد در ترکیب مردم این دیار مستهلک گشته اند . حدس انتساب «بایاتی» به بایات ها وقتی قریب به یقین می شود که در موسیقی فولکلوریک آذربایجان نیز به نواهايی از قبیل افشاری و گرایلی بر می خوریم که عنوان آن ها نیز از نام قبایل و اقوام گرفته شده است. به طوری که از منابع و قراین بر می آید، بایات ها از موسیقی و ادبیات غنی سرشاری برخوردار بوده اند که پس از کوچ و اسکان در این ناحیه ، به مقیاس وسیعی شیوع یافته و در موسیقی و ادبیات عامیانه نواحی هم جوار تاثیر گذاشته است و ما نشانه این تاثیر را در موارد زیاد و از آن جمله به صورت ترادف کلمه بایات با نام برخی از دستگاه های آواز ایرانی و نیز به صورت دستگاه آواز مستقلی به نام «بیاتی» در ترکیه مشاهده می کنیم. نمونه های اولیه بایاتی ها مسلما در آغاز امر به وسیله شعرا و نوازندگانی که در ادبیات و موسیقی عامیانة آذربایجان به نام «عاشق» {آشیق}اشتهار دارند، به سلک نظم در آمده است. در جریان قرن ده الی سیزده هجری ، ما به شعرا و نغمه پردازانی مانند امانی، عزیزی ، ساری آشیق ، صالح، مجروح ، معصوم ، بی کس ، واقف ، سالک ، ذاکر و دیگران بر می خوریم که نمونه های دست اول بایاتی های آنان در جنگ ها و دست نویس های مربوط به ادوار فوق به جای مانده است. سرایندگان مذکور ، در ضمن سرودن نغمات و نواهای مختلف که معمولا به همراه ساز اجرا می شده ، بایاتی نیز گفته اند و به خصوص بایاتی های عزیزی و ساری آشیق در میان مردم دهان به دهان گشته و رواج عامه یافته است. ولی بایاتی هایی که اکنون به مقیاس وسیع در میان مردم رواج دارند ، خواه احتمال شناختن سراینده و مصنف آن ها در میان باشد ، یا نه ، تعلق به عامه دارند. زیرا خلق در طول نسل ها آن ها را سینه به سینه بازگو کرده ، آن چه را که به زبان ذوق و سلیقه خود بیگانه دیده ، به یک سو نهاده و به اقتضای احساس و خواسته های عاطفی خود در آن دگرگونی ها داده و به این ترتیب سکه فردی را از روی آن ها زدوده و به تملک گنجینه فولکلوریک عامه در آورده است. بایاتی ها از نظر قالب شعری ، از انواع دیگر ادبیات منظومه شفاهی متمایز می گردند. وضع بایاتی ها مانند انواع اصیل دیگر ادبیات منظوم شفاهی آذربایجان بر اساس وزن هجايی (سیلابیک) استوار است. بایاتی از چهار مصرع ترکیب می شود که در آن ، مانند رباعی سه مصرع ۱و۲و۴ هم قافیه و مصرع سوم آن آزاد است. از نظر افاده معنی و منظور، مصرع های اول و دوم در آمد دو مصرع سوم و چهارم محسوب می شوند و منظور اصلی نیز در دو مصرع آخر مطرح می گردد:
عزیزیم ، گول الللر
آغ بیلکلر ،گول الللر
دریاجا عقلین اولسا
یوخسول اولسان گولللر
***
آپاردی چایلار منی
هفته لر ، آیلار منی
یوکوم قورقوشوم یوکی
یوردو بو تایلار منی
در این بایاتی ها دو مصرع اول در آمد و برداشتی است که به منظور بیان اندیشه و احساس مندرج در دو مصرع آخر طرح شده است. بنابراین ، وظیفه دو مصرع اول ایجاد زمینه موافق برای بیان و انشاد دو مصرع بعدی است. مصرع های اول و دوم معمولا با یک وصف طبیعت و یا وصف حال و به طورکلی با توصیفی مشهود و قابل لمس آغاز می شود و زمینه را برای طرح یک واقعیت ، بدانسان که برای گوینده مطرح است فراهم می سازد. این خصوصیت ، یکی از جنبه های متمایز نوع بایاتی بوده و موجب آن می گردد که دو مصرع اول چون فی البدیهه و به قصد ترادف عنوان می شوند ، در دو یا چند بایاتی هم شکل و متقارن باشند. ولی مصراع های سوم و چهارم مضامین و معانی متغایر و مستقل از هم پیدا کنند :
من عاشیقام هر آیلار
هر اولدوزلار ،هر آیلار
بوردا بیر گول بیتیبدی
سوسوزوندان هارایلار
***
من عاشیقام هر آیلار
هر اولدوزلار هر آیلار
باشیم جلاد الینده
دیلیم سنی هارایلار
بایاتی ها از نظر وزن همیشه هفت هجايی هستند ولی از لحاظ وجود تقطیع در مصراع ها یکسان نیستند . یک عده از بایاتی ها بدون تقطیع هستند. بعضی دیگر بصورت ۳+۴و برخی به شکل ۴+۳ تقطیع می شوند.دریک عده بایاتی ها ترتیب تقطیع در مصرع ها نیز به هم می خورد و پس و پیش می شودولی این تغییر محل تقطیع ، هیچ گونه سکته ای بر روانی و سلاست آن وارد نمی سازد.
از جنبه های بدیعی و لفظی متمایز بایاتی ها ، روانی و انسجام خاص آن ها است. بایاتی ها رنگ آمیزی و زیبايی های شگفت زبان خلق را به طور وسیع در خود جای می دهند.قالی های کوتاه و روان و منسجم این نغمات احساس انگیز ، از هر نوع عبارت پردازی و تصنع برکنار بوده و در عین سادگی ، خوش رنگ ترین بدایع لفظی را از تعبیر و تشبیه و کنایه و استعاره و مجاز در بافت خود نقش می زنند. کمی دقت در بایاتی ها زیر که بر حسب تصادف از ردیف صدها بایاتی نقل می شود ، می تواند چشم اندازی از این بدایع را در دیدگاه ذوق و احساس نمایان سازد:
قاشلارین قیبله گاهدی
قیبله دئسم گوناهدی
داغلارا دومان چوکسه
اوداغ من چکن آهدی
***
عاشیق سوزون گیزله در
سوزون دوزون گیزله در
سن چمنه چیخاندا
لاله اوزون گیزله در
***
گوزلرین خومارایندی
یاش توکریومار ایندی
توک زولفون سینن اوسته
گورن نار اومار ایندی
***
آچیلارام گول کیمی
اوخورام بولبول کیمی
گویولومه دگن اولسا
ساراللام سونبول کیمی
یکی دیگر از زیبايي های لفظی بایاتی ها به کار رفتن ظریف و ماهرانه جناس در این نوع شعر شفاهی است:
من عاشیق گول آنباری
گول اکدیم،گول انباری
هیجران قوماز گوز آچام
درد قویماز گولم باری
***
من عاشیق باشدان یارا
آرتیبدیر باشدان یارا
منی حسرت یاراتدی
یاردان باشدان یارا
بایاتی از نقطه نظر محتوی و مضمون ، از یک سو مظهر و آیینه زلال عشق و آرزو و امید و رنج و شادی و از سوی دیگر کتاب ناگشوده معتقدات و آداب و رسوم و خصایل و خلق و خوی قومی انسان های ساده و پاک دل در طول نسل ها و قرن ها است. نقش فائق و چشم گیر ذوق و احساس انسانی در ابداع و حراست این آثار ، برای آن عده از افراد که آثار فولکلوریک را صرفا محصول فانتزی و عوالم رویایی و خیال پردازی عامه می پندارند ، در مورد بایاتی ها نیز این توهم را ایجاد کرده است که این نوع ادبیات عامیانه را نیز تراوش ذهنیات خلق به تصور آورند و محتوی و مضمون مندرج در آن ها را عوالمی دور از تاثیر و جاذبه زندگی عینی قلمداد کنند. در صورتی که بایک بررسی سطحی مسلم می گردد که این آثار نغز و پرسوز ، قبل از هرچیز ، از زندگی پر نشیب و فراز مردم مایه گرفته است. مسلما جنبه غنائی بایاتی ها ، طرح مضامین عشقی و شور و حال را در آن ها در درجه اول قرار می دهد .
با این حال قالب بایاتی ، اولا در پذیرش و ترنم مسائل و موارد مختلف و همه جانبه و ذوق و اندیشة عامه از این حدود مرسوم فراتر می رود و مضامین گوناگونی را در ادبیات کوتاه خود بازگو می کند و ثانیا در بایاتی ها عاشقانه هم که سرچشمه آن ظاهرا عشق و شوریدگی و دلبری و دل باختگی است ، نشانه های برجسته زندگی عینی خلق نمودار است. مطلب این جا است که در همین بایاتی های عاشقانه ، جنبه حزن و نامرادی و حسرت و درد و فغان برجنبه نشاط و شادی تفوق دارد. چقدر نا به جا خواهد بود اگر چنین به تصور آید که این چیزی مربوط به عوالم ذهنی و رویایی سرآیندگان و پردازندگان این آثار بدیع است. این گرایش ذوق و احساس ، در درجه اول انعکاس طبیعی و اجتناب ناپذیر زندگی دشوار و پرسوز و گدازی است که انسان در گذشته با سرنوشت خود بر آن بسته بوده است. در دورانی که جان و تن انسانی در زیر یوغ تعدی و ستم و بی عدالتی های اجتماعی منکوب می شد و نشاط و خنده در لب ها می خشکید و عشق و امید وآرزو به جای شکفتن و ثمر دادن به صخره های ناکامی و نابسامانی ها می خورد و موجی از دلهره و شکوه و رنج در دل و روح انسان بر می انگیخت هر یک از این ها مجوزی بود که انسان از درد و رنج بنالد و بگوید:
آغلارام آغلار کیمی
دردیم وار داغلار کیمی
خزان اولدوق توکولدوق
وئرانا باغلار کیمی
***
دومانلی داغلار گویلوم
نیسکیللی باغلار گویلوم
نه آچیلار،نه گولر
همیشه آغلار گویلوم
موسیقی غم انگیز و سوزناکی که در میان کلمات ساده این دو بیتی ها موج می زند ، حسب حال و ترنمات قلب و احساس انسان شور بخت ، حسرت کشیده و محنت دیده ای است که در طول نسل ها و قرن ها ناکامی ها و نا مرادی هایش فزون تر از کامیابی ها بوده است.
من هاردان هارا گلديم
غوضه دن زارا گلديم
ازلدن ياراناندا
اوره كده يارا گلديم
*****
اوزاقلیقا دؤزوم یوخ
دانیشمورسان سؤزوم یوخ
تک جه یادا سال منی
بوندان آرتیق گؤزوم یوخ
****
کاش هیچ زاد قانمیادیم
اودلاردا یانمیادیم
بیلمک بُیوک دشوماندیر
پیس یاخچی سانمیادیم
***
دنیا ندن یارانموش
ازلدن قارقانموش
تیکیلیش لر اوچولموش
یاشایش لر قارانقوش
محمد موسازاده اورنج
منبع: گنجینه ادبیات عامیانه آذربایجان ۱/ محمد علی فرزانه
