جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 18:57
در هیاهوی زندگی دریافتم؛
چه دویدنی هایی که فقط پاهایم را از من گرفت!!
در حالی که گویی ایستاده بودم.
چه غصه هایی که فقط باعث سپیدی مویم شد!!
در حالی که قصه کودکانه ای بیش نبود.
دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود.
و گر نه، نمی شود.
به همین سادگی!!
کاش نه، می دویدم و نه، غصه می خوردم!
فقط او را می خواندم.
نوشته شده توسط محمد موسازاده اورنج | لينک ثابت | موضوع:  
